حسين فاطمى
98
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
و ذهب بأهل الزمان . « 1 » ترجمه : مالك بن دينار مىگويد : مرور كردم به قصرى كه زنهاى مغنيه در او آواز مىخواندند و دف مىزند و اين مضمون را به شعر مىخواندند : اى خانه داخل تو نشود غم و غصه و اهل تو هميشه باقى ماند ؛ بعد از مدتى به همين خانه عبور كردم پيرزنى در آنجا بود رو به من كرده ، گفت : اى بندهء خدا و اللّه حزن داخل شد در اين خانه و روزگار اهلش را ربود . رباعى از حكيم خيام چون عمر بسر رسد چه شيرين و چه تلخ * پيمانه كه پر شود چه بغداد و چه بلخ مىنوش كه بعد از من و تو ماه بسى * از سلخ به غره آيد از غره به سلخ صفا گفته پيمانه كه پر شود اجل در طلب است * چون روز بسر رسد شب اندر عقب است نورى ز براى ظلمت قبر طلب * غفلت نكنى كه از پس روز شب است لطيفه مرحوم مغفور جناب حاجى شيخ ابراهيم كلباسى گاهى در محضرش از بعضى شهود ، برخى از مسائل را مىپرسيد . روزى غسالى را به محضر ايشان بردند . آن جناب از غسّال كيفيت غسل ميّت را پرسيد و او با كمال ترس و احتياط تقرير مىنمود ؛ همين كه مطلب به آخر رسيد گفت : بعد از اتمام غسل چيزى آهسته به گوش ميت ميگويم . حاجى فرمود : چه مىگويى ؟ گفت : مىگويم شكر كن كه زود مردى و تو را به نزد حاجى كلباسى به شهادت نبردند تا از تو كشف مسائل كند . « 2 »
--> ( 1 ) . انيس الادباء ، ص 97 . ( 2 ) . انيس الادباء ، ص 97 .